ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

818

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

پس گذاشتند . نوّاب نايب السلطنه فى الفور اميرزاده قهرمان ميرزا را با فوجى ديگر از سرباز به امداد فرستاد و بخت بلند شهريارى قلعهء به آن استحكام را به قهر و غلبه بر گشاد . يوسف خان تاتار و ساكنين قلعه از دروازه ، ديگر ، شمشيرها به گردن بيرون شتافتند و از فرط مروّت نوّاب اشرف ، خود و اهالى قلعه حكم امان يافتند . حضرت و الا به جهت منع سربازان از قتل و غارت ، خود وارد قلعه گرديد و سربازان ممنوع نگشته بالاخره قلعه و ساكنين را از ايشان به مبلغ بيست هزار تومان خريد . موازى سيصد رأس اسب و سيصد قبضه شمخال و پنج خروار سرب و باروت و ششصد خروار غلّه ، كه در آن قلعه بود ، به سركار اشرف تعلق يافت و كريم خان زعفرانلو برادرزادهء ممش خان كرد برحسب امر و الا به حكومت چناران شتافت . قلعهء به آن استحكام از حكم اشرف كوبيده شد و موكب وليعهد فيروز به جهت انجام كار رضا قلى خان تيره‌روز مدّت ده روز در آن صفحه آرميده آمد . نوّاب اميرزاده طهماسب ميرزا ، كه از قرار نگارش احضار شده بود ، با معادل چهار هزار جمعيت از سرباز و سوار و پنج عراده توپ دوزخ‌شرار از دار الملك [ 455 ] آذربايجان در رسيد و به اردوى كيوان‌پوى ملحق گرديد . مژدهء فتح قلعهء اميرآباد در روز دوشنبه دويم شهر ربيع الاول سنهء مزبوره به رسالت اسد الله خان افشار ياور توپخانه در دار الخلافهء جاودانه معروض رأى صاحبقران يگانه شد و ظهور اين خدمت ، بروز مرحمت خاطر التفات علامت را دربارهء حضرت وليعهد جلادت آيت بهانه آمد . مبلغ پانزده هزار تومان زر نقد به صيغهء انعام جان‌فشانان و موازى پنجاه دست خلعت آفتاب‌طلعت به سرافرازى نوّاب نايب السلطنه و ساير خدمت‌گزاران [ اعطا شد ] و معادل پنج‌هزار نفر سواره و پيادهء ركابى به جهت امداد تسخير خبوشان مصحوب محمد حسن خان سالاربار و نبيرهء شاهشاه تاجدار به دار الملك خراسان فرستاده شد و در روز يكشنبه پانزدهم شهر ربيع الاول ، حضرت سالاربار با آن خزانه و لشكر بىشمار به صوب مقصود روى نهاد . نوّاب شاهزاده ملك قاسم ميرزا نيز كه برحسب احضار وليعهد نامدار از دار الملك آذربايجان آمده ، در دار الخلافهء طهران